عضویت     ورود  پنجشنبه، 18 شهريور ماه ، 1389

پيغام كوتاه

فقط کاربران عضو حق ارسال پيغام دارند. ورود يا عضويت.


جست وجو
جست و جو :


جست و جوي پيشرفته


تقویم روز
<
سپتامبر 2010
>
SMTWTFS

1234
567891011
12131415161718
19202122232425
2627282930


مقالات آشوری


Content


Forums


خانواده مسیحی





درباره نویسنده
در خانواده ای مسلمان بدنیا آمدم. وقتی به سن نوجوانی رسیدم، با التماس
از مادر بزرگهایم می خواستم که به من عبادت کردن خدا را یاد بدهند.

قبل ازاینکه حجاب اجباری شود، من با اراده خودم حجاب اسلامی را انتخاب کردم و
تمام سعی من در این بود که اگر مسلمانم، پس باید همه دستورات دینی ام را
انجام بدهم تا خدا را خشنود کنم. نماز می خواندم، روزه می گر?تم، قرآن و
ت?اسیر می خواندم و در کلا سهای این ت?سیرها و کتب اسلامی شرکت می کردم.
اما روز بروز دردهای روحی و جسمانی بیشتری پیدا می کردم. ا?سردگی داشتم،
مشکلات خانوادگی، مریضی های جسمی و حتی غده ای روی پای راستم رشد
کرد، که کم کم دچار بی حسی در پای راستم شد. قلبم روز بروز ?شرده تر می
شد و دردهای شدیدی میگر?ت که گاهی ?کر می کردم هماندم سکته قلبی می
کنم.
گاهی انجیل بدستم میرسید. وقتی آنرا می خواندم که مسیح ش?ا می دهد و
مرده زنده می کند با ناباوری آنرا پاره می کردم. دوران انقلاب اسلامی بود و من
هر روز غسل شهادت می کردم و بیرون می ر?تم تا اگر کشته شدم برای خدا
کشته شوم. در عین همه مشکلات، با معجزات ?راوان س?ری به خارج از کشور
کردم. در آنجا بود که شنیدم عیسی مسیح زنده است و هر کس که به او ایمان
بیاورد نجات و حیات ابدی مییابد. دعا کردم و از خدا خواستم حقیقت را به من
نشان بدهد. به او گ?تم که تا بحال به من گ?ته شده است اگر بگویی عیسی پسر
خدا است ک?ر گ?ته ای و به جهنم میروی، اما حال می شنوم که تنها راه بسوی
تو و بهشت ابدی ایمان به عیسی مسیح بعنوان پسرت است، و اینکه او زنده
است. کدام از جانب توست؟
روزی به کلیسا ر?تم و درآنجا دعا می کردم که ناگهان تمام وجودم پر از گرمی
و شادی شد. قلبم باز شد و پر از محبت بهکسانی که به من ظلم کرده بودند.
از شادی مرتب بالا و پایین میپریدم. وقتی به خانه ر?تم دیدم تمام مریضی هایم
و حتی غده روی پایم ر?ته بودند. خدا به من حقیقت را نشان داد.
آنوقت دیگر خواندن انجیل برایم معنی داشت. حضور خدا را در این کتاب می دیدم.
قدرت و قدوسیت خدا در کلام او برایم معنی گر?ت درست مثل کوری که بینا شود.
جلال بر نامش.
مقدمه:
عزیزان، زمانی که ما در آن زندگی میکنیم زمانی است بی ثبات، سریع و
پر از وقایع غیر منتظره. زمانی سخت با مردمانی خودپرست، طماع، لا? زن،
متکبر، بدگو، نامطیع والدین، ناسپاس و ناپاک، بی ال?ت، کینه دل، غیبت گو و
ناپرهیز، بی مروت و متن?ر از نیکویی، خیانت کار، تند مزاج و مغرور که عشرت
را بیشتر از خدا دوست میدارند. که صورت دینداری دارند لیکن قوت آن را
انکار می کنند. زمانی است که بجهۀ ا?زونی گناه، محبت بسیاری سرد شده و
بطرق مختل? همدیگر را تسلیم می کنند. زمانی است پر از طو?انها، زلزله ها،
قحطیها، وباها، و علامات آسمانی. زمانی که قومی با قومی و مملکتی با مملکتی
مقاومت میکند. زمانی است که اگر سکان کشتی زندگی ما محکم نباشد، دیر یا
زود این کشتی غرق یا شکسته می شود.
روی سخنم به کسانی است که هنوز شعله ای از محبت قلبشان را گرم
نگهداشته و حقیقت را تشخیص می دهند. کسانی که آماده اند تا کشتی خود را
به سکان قوی مجهز کنند و امید به ساحل امن و پایدار دارند. جایی که در آن
سرور و آسایش دائمی و حقیقی است. روی سخنم به کسانی است که خانه بر
بنیاد سنگی بنا می کنند تا آماده برای سیل و طو?ان باشند و امید به خانه و
خانواده دارند. جایی که همه چیز از آنجا شروع می شود، شکل میگیرد و
سرنوشت ساز می شود. جایی که آرامش و شادی را در آنجا می توان یا?ت.
در ابتدا خدا آسمانها و زمین را آ?رید و آنچه از جامد و غیر جامد، جاندار
و بی جان از انواع مختل? خلق کرد، همه را در اختیار و زیر حکم آدم گذاشت.
او از همان ابتداء، اولین واحد اجتماع یعنی خانواده را با خلقت حوا و پیوند بین
آدم و حوا مقرر ?رمود. خدا یعنی منشا و مبدا حیات، خانواده ای روحانی تاسیس
کرد زیرا او انسان را بصورت خود یعنی موجودی روحانی آ?رید. 8 خلقت خدا بر
اساس قوانینی صورت گر?ت که همچنان استوار و پایدارند. این قوانین در کلام
خدا (کتاب مقدس) از ابتدا تا به انتها بطرق مختل? بیان شده اند. جایی از کتاب
مقدس نیست که از خانواده و اهمیت آن صحبت نکرده باشد.
غرض از نوشتن این خلاصه، تاکید بر این قوانین بعنوان سکان کشتی و
سنگ بنای خانه و خانواده است. امید من بر این است که این جزوه باعث ت?کر
عزیزان به کلام خدا شود و این ت?کر به عمل در جهت نقشه نیکوی خدا تبدیل
شده و به رسیدن به بندر مراد بیانجامد.
"این سخن امین است و لایق قبول تام زیرا امید داریم بخدای زنده که
جمیع مردمان علی الخصوص مومنین را نجات دهنده است."
با امید به رحمت خدای زندگان.
پیدایش خانواده
در مزمور 128 خداوند برکتش را برای خانواده ای که او را گرامی میدارد،
اینطور بیان می کند. "خوشا بحال هر که از خداوند میترسد و بر طریقهای او سالک
می باشد. عمل دستهای خود را خواهی خورد (برکت مالی خواهی داشت.).
خوشابحال تو و سعادت با تو خواهد بود. زن تو مثل مو بارور به اطرا? خانه تو
خواهد بود (همیشه با تو می ماند.) و پسرانت مثل نهالهای زیتون گرداگرد س?ره تو
(خانواده ات از هم پاشیده نمیشود.). اینک همچنین مبارک خواهد بود کسیکه از
خداوند میترسد. پسران پسرانت را خواهی دید (عمر طولانی میکنی.)"
خدا خانواده را بعنوان یک واحد جامعه و یا مانند یک سلول از بدن جامعه
قرار داد تا از تجمع این سلولها، جامعه ای سالم و قوی ایجاد شود. در ابتداء خدا
جهان را آ?رید و خدا دید که نیکوست. او همه چیز را نیکو آ?رید و با خلقت آدم و
حوا، همه چیز بسیار نیکو شد. "خدا آدم را بصورت خود آ?رید. او را بصورت خدا
آ?رید. ایشانرا نر و ماده آ?رید." آدم و حوا در یک بدن بودند. بدنی که خدا
برای آنها از گ?ل ساخت. "خداوند خدا خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا
بخ?ت و یکی از دنده هایش را گر?ت و گوشت در جایش پر کرد و خداوند خدا آن
دنده را که از آدم گر?ته بود زنی بنا کرد و ویرا بنزد آدم آورد."
در باب اول کتاب پیدایش، آدم و حوا بعنوان یک موجود روحانی معر?ی
میشوند که بواسطه روح از حیوانات متمایز هستند، و اینکه خدا چطور ماهیت
روحانی ایشان را آ?رید. در باب دوم، این خلقت را در قالبی جسمانی قرارداد یعنی
قالبی ساخته شده از خاک زمین. و در آ خر باب چطور جسم حوا را از دنده آدم
آ?رید و با گر?تن آن دنده، نر و ماده را از هم جدا کرد. آنگاه هر کدام موجودی
منحصر ب?رد ولی مکمل یکدیگر شدند. خدا حوا را دوست و همکاری برای آدم
ساخت. نزدیکترین دوستی که خدا برایش مقرر کرد. یعنی دوستی از گوشت و
استخوانش. به این دلیل خدا می ?رماید: "مرد پدر و مادر خود را ترک کرده با زن
خویش خواهد پیوست و آنها یک تن خواهند بود." خدا در این رابطه مرد را
رهبر و مسئول قرار داد و شرط یک تن شدن آنها را در تمرکز مرد بر زن خویش
گذاشت. از آنجایی که در ابتداء همه چیز بسیار نیکو بود، آدم و زنش هر دو برهنه
بودند و خجلت نداشتند. آدم و حوا یک تن محسوب میشدند، بطوریکه وقتی حوا
از شیطان ?ریب خورد، ات?اقی نی?تاد تا آدم هم از آن میوه خورد. آنوقت چشمان هر
دو باز شد و ?همیدند که عریانند.
زن و مرد مثل هم ?کر نمی کنند و احساسات و عواط? آنها تا حد زیادی
مت?اوت می باشد. ولی آنها مکمل همدیگر هستند و وقتی یک زن و یک مرد با هم
پیوند زناشویی می بندند یکتن محسوب می شوند و همدیگر را کامل می کنند. خدا
اراده کرد که این اتحاد و پیوند روحانی و جسمانی را بین یک زن و یک مرد قرار
دهد نه بین دو مرد، نه بین دو زن، نه بین یک مرد و بیش از یک زن و نه بین یک
زن و بیش از یک مرد. حکیم ترین مرد تاریخ از نسل آدم، یعنی سلیمان میگوید:
"هر که زوجه ای یابد چیز نیکو یا?ته است و رضامندی خدا را تحصیل کرده است."
اگر امروزه به اسم تساوی حقوق، مرد با مرد ازدواج می کند و زن با زن، به این
دلیل نیست که در عصر آزادی عقیده زندگی میکنیم، بلکه از نظر خدا در عصر
شهوات دل بسر می بریم. "زیرا هر چند خدا را شناختند ولی او را چون خدا تمجید
و شکر نکردند. از این سبب خدا ایشانرا بهوسهای خباثت تسلیم نمود بنوعیکه
زنانشان نیز عمل طبیعی را به آنچه خلا? طبیعت است تبدیل نمودند و همچنین
مردان هم استعمال طبیعی زنانرا ترک کرده از شهوات خود با یکدیگر سوختند."
بله، زن و مرد با هم از جهات بسیاری ?رق دارند و خدا هر یک را به منظوری
و برای مسئولیتی آ?ریده است. خدا مرد را بعنوان سر تعیین کرد ولی او را خود
مختار نیا?رید بلکه مسیح را سر و هادی او قرار داد تا مرد بتواند نقش سر بودن
خود را با اطاعت از مسیح بطور صحیح انجام دهد. پولس رسول میگوید: می خواهم
شما بدانید که سر هر مرد مسیح است و سر زن مرد و سر مسیح خدا. همانطور
که مسیح مرد را مجبور به کاری نمی کند، مرد هم نباید زن را مجبور کند، بلکه
باید مثل مسیح درمحبت او را راهنمائی، سرپرستی، و محا?ظت نماید. خدا مرد را
سر خانواده و زن را هماهنگ کننده خانواده آ?ریده است. مرد محا?ظت، تأمین، و
تعلیم روحانی خانواده را بعهده دارد و زن تسلی، رشد، تغذیه، و هماهنگی در خانواده
را عهده دار میباشد. هیچکدام از این وظای? از دیگری مهمتر نیستند بلکه مکمل و
لازم و ملزومند. "در اتحاد ما با خداوند، زن از مرد یا مرد از زن بی نیاز نیست، زیرا
چنانکه زن از مرد بوجود آمد مرد از زن متولد می شود."
"و خداوند خدا گ?ت خوب نیست که آدم تنها باشد پس برایش معاونی
موا?ق وی بسازم." در اینجا کلمه معاون یعنی همکار، و معنی آن زیر دست
نیست. در کلام خدا این کلمه یعنی معاون یا کمک کننده، همان کلمه ای است که
در مورد روح القدس بکار ر?ته است. در خلقت خدا، زن نقش بزرگی دارد. او
میتواند مثل روح القدس تسلی دهنده و کمک کننده باشد و یا مثل شیطان وسوسه
کننده و مرگ آ?رین. خدا زن را همکار مرد آ?رید. او زن را از کاسه سر? آدم
نیا?رید که برای مرد سر باشد و به او ریاست کند. زن را از استخوان پای آدم هم
نیا?رید که زیر پای او باشد، بلکه او را از دنده یعنی پهلوی مرد آ?رید تا برای او
پشتیبان باشد. خوشا بحال مردی که دنده خودش را پیدا کند که ج?ت او باشد و
درست جا بی?تد و به پهلوی او استقامت بخشد. در غیر این صورت با هر حرکتی
بنحوی او را بدرد می آورد. و هیچ وقت جا نمیا?تد مگر با سائیدگیهای بسیار.color=#444444]









© کپی رایت توسط : Brasheet.com (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 21 ارديبهشت ماه ، 1386 (1302 مشاهده)

[ بازگشت ]

PHP-Nuke Copyright © 2005 by Francisco Burzi. This is free software, and you may redistribute it under the GPL.
Powered by Platinum 7.6.b.4 v2
Powered by Platinum 7.6.b.4 v2 Persian

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.14 ثانیه